حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 33
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
زاگرس نزديك كرمانشاه امروزى سكنى داشتند بعضى گمان مىكنند كه اينها قومى از مردمان آريانى بودهاند چه ربّ النّوع بزرگ آنها ربّ النّوع آفتاب بوده و سورياش نام داشته و اين كلمه آريانى است « 1 » اين قوم مملكت بابل را تسخير و سلسلهاى بنا كرد كه تقريبا شش قرن سلطنت نمود ( 1760 1185 ق . م . ) در زمان كاسّىها اسب براى كشيدن عرّابهها استعمال شد تاريخ عيلام راجع به اين دوره باز روشن نيست و ليكن ديده مىشود كه عيلام دولت مستقل و حتى دولت بانفوذ و مقتدرى است و جنگها بين آن و بابل دوام دارد . از پادشاهان عيلام كه بابل را تسخير و غارت كردهاند شوتروكناخونتا « 2 » معروفترين آنها است ( 1190 ق . م . ) اين پادشاه بعد از تسخير بابل تمام اشياء نفيسه تاريخى بابل را بشوش برد از جمله ستل نرامسين بود كه در فوق گذشت و ديگر مجسّمه ربّ النّوع بزرگ بابلى كه بلمردوك مىناميدند اين مجسّمه سى سال در شوش بماند و بعد ببابل مسترد گرديد جنگها و تاختوتازهاى عيلاميها بالاخره سلسله كاسّىها را منقرض كرد بعد از پادشاه مذكور عيلام شيلخاكين شوشىناك به تخت نشست اين پادشاه سائس و مدبّر بزرگى بود و بناهاى زياد كرد يكى از كارهاى او كه مورد قدرشناسى علماء آثار عتيقه مىباشد اين است : اين پادشاه هر بنائى را كه تعمير ميكرد مينوشت اين بنا را كى ساخته بود و چه كتيبه داشت و عين آن كتيبه را كه به زبان سامى بود نويسانده ترجمهء انزانى را بدان علاوه ميكرد چنين مراقبت پادشاه مزبور در حفظ آثار قديمه كمك بزرگى به خواندن زبانهاى قديم عيلامى از ادوار مختلفه نموده زيرا بين كتيبههاى قديم و كتيبههاى اين پادشاه ادوارى گذشته كه لااقل دو هزار سال مدّت آنست
--> ( 1 ) - ادوارمير EDUARD MEYER بر اين عقيده است كه اينها آرياني نبودهاند ولى از همجوارى با آريانها چيزهاى زياد از آنها اقتباس كرده بودند از جمله اسم اين رب النوع آريانى بوده ( 2 ) - SCHUTRUK - NAKHUNTA